چپ مغز یا راست مغز؟
تسلط چپ مغز در مقابل راست مغز
نکات کلیدی
نظریه چپ مغز، راست مغز یک افسانه است، زیرا هر دو نیمکره مغز برای اکثر فعالیتها با هم کار میکنند.
ورزش منظم و فعالیتهای ذهنی میتواند سلامت مغز شما را بهبود بخشد.
رژیم غذایی سالم و خواب کافی برای عملکرد و سلامت مغز حیاتی است.
مفهوم تسلط چپ مغز در مقابل راست مغز نشان میدهد که هر نیمکره در وظایف مختلفی تخصص دارد – زبان و منطق برای نیمکره چپ، خلاقیت و احساسات برای نیمکره راست. با این حال، این نظریه تا حد زیادی یک افسانه است. در حالی که برخی از عملکردهای مغز بیشتر جانبی هستند، اکثر وظایف شناختی نیاز به همکاری هر دو نیمکره دارند. این بدان معناست که برای اکثر فعالیتها یک نیمکره غالب وجود ندارد، بلکه یک تلاش مشترک بین هر دو نیمکره وجود دارد.
افسانه چپ مغز در مقابل راست مغز چیست؟
آیا تا به حال شنیدهاید که مردم بگویند بیشتر متفکر چپ مغز در مقابل راست مغز هستند؟ از کتابها گرفته تا برنامههای تلویزیونی، احتمالاً این عبارت را بارها شنیدهاید. یا شاید حتی یک آزمون آنلاین انجام داده باشید تا مشخص شود که راست مغز هستید یا چپ مغز.
نظریه غلبه چپ مغز در مقابل راست مغز نشان میدهد که هر طرف مغز انواع مختلفی از تفکر را کنترل میکند و افراد ممکن است یک سبک را بر دیگری ترجیح دهند.
به عنوان مثال:
اغلب گفته میشود فردی که “چپ مغز” است منطقیتر، تحلیلیتر و عینیتر است.
گفته میشود فردی که “راست مغز” است شهودیتر، متفکرتر و ذهنیتر است.
با توجه به محبوبیت ایده متفکران “چپ مغز” و “راست مغز”، ممکن است تعجب کنید که بدانید این ایده تنها یکی از افسانههای فراوان در مورد مغز است.
مانند اکثر چیزهای زندگی، همه یا هیچ چیز، یا این یا آن نیست. باید به یاد داشته باشیم که صرف نظر از اینکه کدام طرف مغز برای ما غالبتر است، هر دو طرف درگیر هستند.
این باور که افراد یک طرف “غالب” مغز دارند، یک افسانه ماندگار است. این افسانه دلیل این است که چرا هنرمندان اغلب به عنوان راست مغز و ریاضیدانان به عنوان چپ مغز توصیف میشوند.
در واقعیت، هر دو نیمکره مغز تقریباً در تمام کارها، چه شامل تفکر خلاق و چه تحلیلی، فعال هستند. در حالی که برخی از عملکردها معمولاً با یک نیمکره مرتبط هستند، مانند زبان که در درجه اول در نیمکره چپ پردازش میشود، این منجر به این نمیشود که یک نیمکره مغز، سبک تفکر یا نوع شخصیت را دیکته کند.

ویژگیهای ادعایی چپ مغز و راست مغز
گفته میشود افرادی که به عنوان متفکران چپ مغز توصیف میشوند، مهارتهای ریاضی و منطقی قوی دارند، در حالی که افرادی که به عنوان متفکران راست مغز برچسب گذاری میشوند، خلاقتر در نظر گرفته میشوند. در اینجا برخی از ویژگیهای مرتبط با هر یک آورده شده است:
ویژگیهای چپ مغز
سمت چپ مغز در انجام وظایف خاص مهارت دارد. ویژگیهای چپ مغز شامل موارد مرتبط با موارد زیر است:
زبان
منطق
تفکر انتقادی
اعداد
استدلال
افراد “چپ مغز” چه کسانی را دوست دارند؟ آنها به عنوان منطقی، تحلیلی و منظم توصیف میشوند. این نظریه نشان میدهد افرادی که نیمکره چپ مغزشان غالب است، در مشاغلی که شامل تفکر خطی، ریاضی و اطلاعات کلامی است، عملکرد خوبی دارند. این شامل مشاغلی مانند حسابداری، دانشمند یا برنامهنویس کامپیوتر میشود.
ویژگیهای نیمکره راست مغز
طبق نظریه غلبه نیمکره چپ مغز، نیمکره راست مغز در انجام وظایف بیانی و خلاقانه بهترین عملکرد را دارد. چندین توانایی وجود دارد که به طور رایج با نیمکره راست مغز مرتبط هستند. بر اساس این تواناییها، یک متفکر راست مغز در موارد زیر خوب عمل میکند:
تشخیص چهرهها
ابراز احساسات
ساخت موسیقی
خواندن احساسات
استفاده از تخیل
شهودی بودن
خلاق بودن
بنابراین افراد به اصطلاح “راست مغز” چگونه افرادی هستند؟ آنها اغلب به عنوان افرادی احساسیتر، شهودیتر و خلاقتر توصیف میشوند که آنها را برای مشاغلی که شامل بیان خلاقانه و تفکر آزاد است، مانند هنرمند شدن، روانشناس یا نویسنده شدن، مناسب میکند.
تاریخچه پشت این نظریه
مانند بسیاری از افسانههای رایج روانشناسی، این یکی از مشاهدات مغز انسان که سپس به طرز چشمگیری تحریف و اغراقآمیز شدند، نشأت گرفته است.
این ایده که افراد یا “چپ مغز” یا “راست مغز” هستند، ریشه در یک مفهوم واقعی علوم اعصاب دارد که به عنوان جانبی شدن مغز شناخته میشود. این به تمایل برخی از عملکردها برای تکیه بیشتر بر یک نیمکره مغز نسبت به نیمکره دیگر اشاره دارد.
به طور کلی، سمت چپ مغز تمایل دارد بسیاری از جنبههای زبان و منطق را کنترل کند، در حالی که سمت راست تمایل دارد اطلاعات مکانی و درک بصری را مدیریت کند.
آنچه تحقیقات در مورد جانبی شدن مغز میگوید؛
تحقیقات بعدی نشان داده است که مغز آنقدرها هم که قبلاً تصور میشد، دوگانگی ندارد. به عنوان مثال، تحقیقات نشان داده است که تواناییها در موضوعاتی مانند ریاضی زمانی قویتر هستند که هر دو نیمه مغز با هم کار کنند.
محققان بینشهای مهمی در مورد نحوه عملکرد دو نیمکره کشف کردهاند:
بیشتر وظایف شامل هر دو نیمکره است: حتی فعالیتهایی که با یک طرف مغز مرتبط هستند، مانند زبان یا استدلال مکانی، به شبکههایی متکی هستند که هر دو طرف مغز را در بر میگیرند.
نیمکرهها دائماً در ارتباط هستند: سمت چپ و راست مغز از طریق جسم پینهای اطلاعات را تبادل میکنند، که به آنها امکان میدهد وظایف پیچیده را هماهنگ کنند.
در یک مطالعه توسط محققان دانشگاه یوتا، مغز بیش از ۱۰۰۰ شرکتکننده تجزیه و تحلیل شد تا مشخص شود که آیا یک طرف را بر طرف دیگر ترجیح میدهند یا خیر. این مطالعه نشان داد که اگرچه فعالیت در برخی مناطق حیاتی گاهی اوقات بیشتر بود، اما هر دو نیمکره مغز اساساً به طور متوسط فعالیت یکسانی داشتند.
دکتر جف اندرسون، نویسنده اصلی این مطالعه، توضیح داد: «کاملاً درست است که برخی از عملکردهای مغز در یک یا دو نیمکره مغز رخ میدهد. زبان معمولاً در سمت چپ و توجه بیشتر در سمت راست است. اما افراد تمایلی به داشتن شبکه مغزی چپ یا راست قویتر ندارند. به نظر میرسد که این امر با اتصال بیشتر به ارتباط تعیین میشود.»
بنابراین، در حالی که افراد اغلب به عنوان راست مغز یا چپ مغز توصیف میشوند، حقیقت این است که آنها در واقع هر دو هستند.
چرا این افسانه همچنان پابرجاست؟
در حالی که محققان نشان دادهاند که نظریه چپ مغز/راست مغز یک افسانه است، محبوبیت آن همچنان ادامه دارد. چرا؟ متأسفانه، بسیاری از مردم احتمالاً از قدیمی بودن این نظریه بیاطلاع هستند. در واقع، به نظر میرسد که این ایده در فرهنگ عامه جایگاه خود را پیدا کرده است.
از مقالات مجلات گرفته تا کتابها و آزمونهای آنلاین، مطمئناً اطلاعاتی خواهید دید که نشان میدهد اگر فقط کشف کنید کدام نیمکره مغز شما قویتر یا غالبتر است، میتوانید قدرت ذهن خود را آزاد کنید.
امروزه، دانشآموزان ممکن است همچنان به یادگیری این نظریه به عنوان یک نکته جالب تاریخی ادامه دهند – تا بفهمند که چگونه ایدههای ما در مورد نحوه عملکرد مغز با گذشت زمان تکامل یافته و تغییر یافته است، زیرا محققان اطلاعات بیشتری در مورد نحوه عملکرد مغز کسب کردهاند.
در حالی که روانشناسی عامهپسند و متون خودیاری بیش از حد تعمیم داده شده و اغراقآمیز است، درک نقاط قوت و ضعف خود در زمینههای خاص میتواند به شما در ایجاد راههای بهتر برای یادگیری و مطالعه کمک کند.
به عنوان مثال، دانشآموزانی که در پیروی از دستورالعملهای کلامی (که اغلب به عنوان یک ویژگی نیمکره راست ذکر میشود) مشکل دارند، ممکن است از نوشتن دستورالعملها و توسعه مهارتهای سازمانی بهتر بهرهمند شوند.
دکتر راشل گلدمن، روانشناس بالینی، FTOS، توصیه میکند که برای فکر کردن در مورد نقاط قوت و ویژگیهای منحصر به فرد خود وقت بگذاریم و به این فکر کنیم که در چه زمینههایی ممکن است بخواهیم روی آنها کار کنیم یا آنها را بهبود بخشیم.
همه ما میتوانیم از بهبود سلامت مغز خود بهرهمند شویم، اما ابتدا باید مشخص کنیم که چه چیزی ممکن است برای ما مفید باشد یا نباشد، و برای تقویت آنها، چه حوزههایی را میتوانیم تمرین دهیم.
او میگوید: «خبر خوب این است که میتوانیم سلامت مغز خود را بهبود بخشیم، بر نقاط قوت خود تکیه کنیم و روشهای جدیدی برای تفکر و عمل ایجاد کنیم – فقط کافی است آن را شناسایی و سپس تمرین کنیم.»
نکته مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که اگر در یکی از آزمونهای متعدد نیمکره چپ/راست مغز که احتمالاً به صورت آنلاین با آنها مواجه خواهید شد، شرکت میکنید، آنها کاملاً برای سرگرمی هستند و نباید زیاد به نتایج خود اهمیت دهید.
چگونه از سلامت مغز خود حمایت کنیم؟
چه احساس کنید که بیشتر از نوع خلاق هستید و چه از نوع تحلیلی، کارهایی وجود دارد که میتوانید برای تیز نگه داشتن ذهن و سلامت مغز خود انجام دهید.
به طور منظم ورزش کنید: تحقیقات نشان داده است که ورزش با افزایش سن، تأثیر محافظتی بر شناخت و سلامت مغز دارد.
ذهن خود را فعال نگه دارید: مطالعات نشان دادهاند افرادی که از نظر ذهنی فعال هستند و در زمینههای ذهنی طاقتفرسا مانند دانشگاه کار میکنند، معمولاً سلامت مغز بهتری دارند.
معاشرت کنید: حمایت اجتماعی برای سلامت روانی مهم است، اما برای سلامت مغز شما نیز ضروری است، به خصوص با افزایش سن.
رژیم غذایی سالم داشته باشید: غذاهایی که میخورید نیز میتوانند بر سلامت و عملکرد مغز شما تأثیر بگذارند. روی یک رژیم غذایی متعادل سرشار از میوهها، سبزیجات، پروتئینهای بدون چربی، چربیهای سالم و کربوهیدراتهای پیچیده تمرکز کنید.
به اندازه کافی استراحت کنید: خواب برای سلامت مغز و عملکرد ذهنی ضروری است، بنابراین هر شب روی استراحت کافی تمرکز کنید. عادات خواب سالم را تمرین کنید و به یک برنامه منظم خواب و بیداری پایبند باشید. مهم نیست چه نوع فکری انجام میدهید، هر دو نیمکره مغز شما درگیر هستند. نظریه مغز راست، مغز چپ ممکن است نادرست باشد، اما این بدان معنا نیست که درک نقاط قوت شما مفید نیست. همچنین میتوانید با ورزش منظم، خواب خوب، اجتماعی ماندن و به کار گرفتن ذهن خود، گامهایی برای محافظت از سلامت مغز خود بردارید.
دیدگاهتان را بنویسید